على بن حسين واعظ كاشفى

ديباچه 3

رشحات عين الحيات ( فارسي )

جلد اول ديباچه بنام خداوند بخشندهء مهربان پس از ساليان دراز غور و فحص و نقد و بحث ، در پهنهء بيكران و عرصهء بىپايان « مجموعهء فكر و انديشه و ذوق و احساس » پايه‌گذاران و مايه‌دهندگان « فرهنگ نامدار ايرانى اسلامى » كه مانند تاجى گوهرآمود و دل‌افروز ، بر تارك تمدن جهان مىدرخشد و پرتو مىافكند ، به اين نتيجه رسيده‌ام كه اگر روزى ، كار بر اين مدار قرار گيرد كه حديث شيرين و شوق‌آميز و مبحث نمكين و شورانگيز « عرفان و تصوف » را ، از اين مجموعهء مبارك و ميمون و دفترچهء فرخ و همايون ، بدر آورند و به كنارى بنهند ، در آنچه بجا مىماند ، ديگر رونق و صفائى و تلألؤ و جلائى و رنگ و بوئى و فر و شكوهى باقى نخواهد ماند تا بتواند ، با فيضان و لمعان خود ، انسان خاكى را فرشتهء افلاكى كند و بشر زمينى را ملك آسمانى سازد و آدمى فروافتاده در دركات اسفل السافلين تقيدات و تعينات و تشخصات مادى و بهيمى و دست و پا بسته به پود و تار رشته‌هاى درهم و برهم هواجس نفسانى و وساوس شيطانى را ، بدمى و قدمى ، رها و آزاد سازد و بر شهپر طائر تيزپرواز وجد و طلب و بر پشت رفرف گرم‌تاز شور و عشق بنشاند و بسوى عرش اعلا و قاب قوسين عالم بالا ، يعنى معراج كمال و جلال و جمال لايتناهى ، فراببرد و در كنار خدا جاى دهد . لاجرم آدمىزاده‌اى كه از يك مشت پوست و گوشت و رگ و ريشه و استخوان تركيب يافته ، چون ديگر جانوران ، بخورد